محمد مهدى ملايرى

144

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اين آيينها را به روشنى مىتوان ديد دوران خلافت عباسى و بخصوص نخستين سدهء آن است كه بسيارى از وزيران و سرداران سپاه از ايرانيان بودند و دربار خلافت را هم كم‌وبيش به صورت دربار ساسانى درآورده بودند . زيرا آيين كشوردارى ايرانيان از همان آغاز خلافت اسلامى بتدريج و به همان نسبت كه حكومت قبيله‌اى عربى شكل امپراتورى به خود مىگرفت ، به حكم ضرورت و نياز در دولت خلفا راه مىيافت . در پىآمدهاى جنگ قادسيه آمده كه سعد پسر ابى وقاص ، سردار عرب ، پس از پيروزى در آن جنگ صاحبان روستاها يعنى دهقانان را نسبت به پرداخت ابواب جمعى خود متعهد ساخت و صورت آنها را نزد عمر فرستاد تا دربارهء آنها تصميم بگيرد . « 1 » اين دهقانها در دوران ساسانى مسؤول جمع ماليات در ابواب جمعى خود بودند و عمل سعد به منزلهء تثبيت آنها بر همان وظيفهء سابقشان بود ، چون جز اين راهى براى وصول ماليات نداشتند ، و به قول كريستن سن عربها با وجود خشونتى كه در گرفتن ماليات به خرج مىدادند تا زمانىكه با دهقانان متحد نشدند نتوانستند عايدات خود را به ميزان دوران ساسانى برسانند . « 2 » به نوشتهء مسكويه در تجارب الامم : « 3 » « عمر [ دومين خليفهء اسلامى ] با جماعتى از ايرانيان بسيار خلوت مىكرد تا بر او سياست پادشاهان و بويژه پادشاهان با فضيلت ايران و بالاخص انوشروان را بخوانند زيرا او بدانها با نظر اعجاب مىنگريست و بسيارى از آن سياستها را به كار مىبست . » البته عمر را با آداب و رسوم و تشريفات دربارى كارى نبود ، ولى به دانستن سياست فرمانروايان سرزمينى كه هم‌اكنون در اختيار او قرار گرفته بود رغبتى فراوان داشت تا وى نيز بر همان منوال آن‌جاها را اداره كند يا دست كم

--> ( 1 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، ج 4 ، ص 323 ، ذيل كوفه . ( 2 ) Christensen , Iran Sous Les Sassanides , P . 106 . ( 3 ) . ابن مسكويه ، تجارب الامم ، چاپ عكسى ، به كوشش كيتانى ، ج 1 ، ص 459 .